فشار دیپلماتیک
تغییر استراتژی اتحادیه اروپا، منعکس در سخنرانیهای رهبران اروپایی، قرار دادن سپاه در لیست سیاه، پس گرفتن دعوت وزیر امور خارجه از اجلاس داووس و کنفرانس امنیتی مونیخ و دعوت از مخالفین، بهنوعی در راستای حمایت از سیاستهای استراتژیک ترامپ در مورد ایران ارزیابی میشود. مضاف آنکه حمایت سیاسی اتحادیه اروپا و انگلیس و جمهوریخواهان و بخشی از دموکراتها و عبارت «مسئولیت حمایت» (R2P) در منشور سازمان ملل، اقدام ترامپ علیه ایران را ظاهراً مشروعیت میبخشد.
*ترامپ بهخوبی واقف است گفتوگو با جمهوری اسلامی مذاکره برای مذاکره نیست، بلکه از منظر جمهوری اسلامی خرید زمان و از دیدگاه ترامپ تأمین زمان لازم برای اقدامات است که بهزعم وی شاید هنوز شرایط سیاسی و نظامی لازم برای انجام آن مهیا نشده است. برخورد با ایران بخشی از پروژه است که سالها در اتاقهای فکر نهادهای پرقدرت و ثروتمندی چون غولهای عظیم هایتک و فناوریهای سایبری و دیجیتالی، مجتمعهای بزرگ نظامیـصنعتی که علاوه بر آمریکا بخش بزرگی از اقتصاد جهان را زیر نگین خود دارند، طراحی و با استفاده از ابزارهای پیشرفته مورد تحلیل قرار گرفته است. برخورد با جمهوری اسلامی احتمالاً سرآغازی است که قرار است جغرافیای سیاسی خاورمیانه را تغییر دهد؛ که به اعتقاد برخی از تحلیلگران در حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس به اسرائیل، کلید این تحولات زده شده است.
*اولین عامل مهم در شکلدهی سیاسی خاورمیانه جدید، وجود ایرانی پرقدرت که با اسرائیل رابطه داشته باشد است که با یک اشتباه محاسباتی تاکتیکی در شیوه حمله به ایران ممکن است منطقه دستخوش ناآرامیهای غیرقابلکنترل شود و این رؤیا را به چالش کشد. این دقیقاً همان نقطه ضعف ترامپ است که در حمله به ایران محتاطانه عمل میکند و ایران نیز به آن واقف است و در کشدادن مذاکرات متبحر. اما این بار به نظر میرسد شرایط با اولتیماتوم یکماهه ترامپ، مذاکرات را به بنبست رسانده و ماجرای جنگ ۱۲ روزه ممکن است تکرار شود که پایان آن تراژدی است.