مرد جوان با چشماني اشک بار در دايره اجتماعي کلانتري نواب مشهد افزود: خيلي سعي کردم همسرم را از رفت و آمد با اين زن غريبه دور کنم اما موفق نشدم. آن ها هر روز با هم به بازار مي رفتند. مدير باشگاه نيز با من تماس گرفت و گفت اين زن جوان با پسري رابطه مخفيانه دارد و به صلاح نيست همسرتان اين قدر با او صميمي بشود.
با روشن شدن اين واقعيت الهه را تهديد کردم اگر از آن زن فاصله نگيرد طلاقش مي دهم. متأسفانه همسرم در برابر اين تهديد مقاومت نشان داد و چند روز قبل که از سر کار به خانه برگشتم يادداشتي از او ديدم که براي هميشه خداحافظي کرده بود.
بلافاصله خودم را به باشگاه ورزشي رساندم و با تحقيق از مدير باشگاه فهميدم همسرم به همراه آن زن ناشناس و پسري جوان از شهرستان به سمت مشهد فرار کرده اند و گويا قصد دارند به طور قاچاقي از کشور خارج شوند.
با عجله فرزندم را از مهد کودک به خانه پدرم بردم و هر طور که بود خودم را به مشهد رساندم. چند روز علاف شدم اما هيچ ردي از آن ها پيدا نکردم. در حالي که نااميد شده بودم و مي خواستم به شهر خودمان برگردم به طور اتفاقي الهه و آن زن و مرد را در خياباني شلوغ ديدم.
جلو رفتم و مي خواستم با همسرم صحبت کنم که آن زن شيطان صفت با داد و فرياد و درخواست کمک ادعا کرد براي آن ها ايجاد مزاحمت کرده ام. من با شاهدان صحنه درگير شدم و اگر پليس دير رسيده بود همسرم و اين زن و مرد ناشناس فرار مي کردند