بخیه درشت (کن)
بددل (غر)
بد (چاره و گزیر ، عوض و جدایی و بمعنی بت و بتخانه نیز می آید).
بدون موی (لغ)
بدی (آک)
بدیع (نو)
برآمدگی زمین (رش)
برادر پدر (عم)
برای بیان نفرت بکار می رود (اف)
برانگیختن غبار (بث)
برجستگی لاستیک ( آج)
برجستگی ته کفش(آج)
برجستگی زیر گونه (لپ)
بردگی (رق)
برز (قد)
برف ریزه (بژ)
برکت (ری)
برگ برنده (آس)
برگ درخت (رق)
برنج ( رز )
برهنه (رت)
بریدن از بیخ (حذ)
بریدن سر قلم (قط )
بزرگ ( گت – گط)
بزرگ منشی ( نب )
بزرگ و گنده (گت-گط)
بز کوهی ( کل )
بژ (برف ریزه که در شب های زمستان به زمین می ریزد).
بش (کاکل – یال اسب- پش و فش نیز معنی میدهد).
بش (بند و بست ، بند و بستی که به ظرف فلزی میزنند)
. بش (پنج ترکی)
بغل (بر- کش)
بغل سینه (کش)
بغل و آغوش (کش)
بک (وزغ ، غوک ، قورباغه و بمعنی وک و پک نیز می آید).
بک (پشت و دنبال معنی میشود و پشتیبان نیز استفاده می شود) .
بل (ابر حامل باران)
بل (پاشنه پا)
بل (سنجد)
بلکه (بل)
بلی آلمانی (یا)
بلی انگلیسی (یس)
بلی روسی (دا)
بند پای زندانیان (غل- لگ)
بندگی ( رق )
بن (قهوه)
بند و زندان (غل-لگ)
بنده زر خرید (قن)
بنیان (اس- پی)
بو (ند) بو (پوست شتر بچه که آنرا پر کاه می کنند).
بوی پشم سوخته (کز)
بوی رطوبت (نا- نم)
بوی ماندگی (نا)
بهانه جویی (نق)
به دنیا آوردن (زا)
بهره مند شدن (حظ)
بی حس (لس)
بید (پت)
بی صدا می کشد (سل)
بیکاره (لش)
بیماری ریزش موی بدن (گر)
بیماری ریوی (سل)
بیماری و مرض ( دا )
بین (لا)
بینی روسی (نف)
بی هوشی (غش