۱ـ صلاحيت پزشكيان در بالاترين سطح سياست تأييد شده است.
۲ـ اين فقط يك تأييد ساده و مصلحتي يا تاكتيكي نيست، بلكه نوعي پذيرش او نيز هست. او را همان طور كه بود و ميشناختند، تأييد كردند و پذيرفتند.
۳ـ شانس انتخاب شدن او را پيشاپيش ميدانستند. حتي اگر صد درصد نبود. به شرط آمدن مردم به پاي صندوق رأي اين شانس قطعي بود و در صورت قهر مردم مجبور ميشدند كه تن به جليلي بدهند.
۴ـ پزشكيان اگرچه فقط يك فرد و بدون ِعدّه و عُدّه بود ولي رويكردهاي به نسبت روشني در برخي مسائل مهم داشت و سلامت و صداقت او از جانب نيروهاي سياسي تأييد ميشد.
۵ ـ تحليلم اين بود كه ميتوان مردم را براي رأي دادن به آقاي پزشكيان بسيج كرد.
۶ـ همچنين اطمينان داشتم كه انتخابات در چارچوب محدود موجود، بيمساله و به دور از حاشيههاي قبلي و آرام انجام خواهد شد. براساس اين ۶ گزاره از روز اول (بعد از ظهر ۲۰ خرداد) تا پايان ۱۵ تير در خدمت اين ايده بودم كه چرا بايد در انتخابات شركت كرد؟ طبعا نظر هر كسي كه در اين فعاليت جلب ميشد، به پزشكيان رأي ميداد. و در دور اول موفقيت اندك بود، با اين حال او اول شد ولي در دور دوم موفقيت نسبي و رضايتبخش بود، هر چند همچنان نيمي از افراد به پاي صندوقها نيامدند ولي ترديدي نبود كه حدود نيمي از آنان كه به پاي صندوق آمدند ناشي از حضور پزشكيان و كوشش حاميان او بود و تقريبا به همين ميزان هم همچنان قهر كردند (با فرض سقف ۷۵ درصدي مشاركت انتخاباتي) . اكنون حدود يك سال از آغاز آن راه گذشته است، آيا ميتوان ارزيابي منصفانهاي از اين اتفاق داد؟ به نظر من آنچه در انتخابات سال گذشته رخ داد يك دستاورد مهم بود، حداقل از اين منظر كه ايران را از افتادن در سياهچاله نيروهاي تندرو نجات بخشيد و اين به سود همه بود، هم مردم و هم حكومت و هم جهان و البته به زيان تندروها بود. از اين نظر سود يا به تعبير دقيقتر عدمالضرر آن بسيار زياد بود. ولي نكته مهم اين است كه عدمالضرر براي جامعه ملموس نيست، چون اتفاق نيفتاده كه بخواهند با آن مقايسه كنند. ضمن اينكه مردم حق هم دارند، دنبال منافع حاصل از اين رويداد باشند. به نظر من تاكنون و با توجه به سطح انتظارات مردم، اين منافع در حدي نيست كه اميدواري مردم را به آينده به شكل جهشي بيشتر كند. هنوز مردم منتظر هستند، هرچند نااميد نيستند. آقاي پزشكيان در چند حوزه مشخص خوب عمل كرده و در چند حوزه نيز همچنان توقف كردهاند يا نتيجه ملموسي از آن بيرون نيامده است. من ميكوشم كه در فرصت بعدي به جزييات اين ادعايم بيشتر و مفصلتر بپردازم.
اعتماد