*جامعه با موضوع تفاهم همچنان برخورد دوگانه دارد و موضع واحدی دیده نمیشود. تصور میکنید برای ایجاد اعتماد کامل دوسویه چه اقداماتی باید صورت گیرد؟
در حوزه اعتماد داخلی باید اجماع ملی صورت گیرد، چراکه به اعتماد خدشه وارد شده است و عدم اعتماد بیشترین آسیب را به توان مذاکره کنندگان ایرانی میزند. یعنی اگر تیم مذاکرهکننده بدون پشتوانهای که بشود اسم آن را اجماع ملی گذاشت وارد گفتوگو شوند، بیشترین فرصت در اختیار طرف مقابل قرار خواهد گرفت که خود را برای گرفتن امتیازهای بیشتر آماده کند. به عبارت دیگر اعتماد داخلی پشتوانه تیم مذاکره کننده است، بنابراین باید نگاه کرد که اولا مقوله اعتماد در داخل به چه شکل معنا میشود؛ لذا به نظرم تا وقتی این اعتماد و اجماع عمومی در کشور فراهم نشود از یکسو طرف مقابل این فرصت را دارد که با اعتماد به نفس بیشتر در گفتوگو و مذاکره حاضر شود و بر سطح مطالبات خود بیفزاید.
* مساله اعتمادسازی در حوزه بینالمللی را چگونه میبینید؟
بحث دیگر اعتمادی است که تهران و واشنگتن باید به یکدیگر داشته باشند و آن نقطه کانونی چالشی است که مخالفین تفاهم هم در ایران آن را مطرح میکنند که ما نمیتوانیم به آمریکا اعتماد کنیم. واقعیتی در علوم سیاسی وجود دارد مبنی بر اینکه در جهان سیاست عموماً اعتماد مفهوم روشنی ندارد، یعنی اعتماد اینکه دو طرف نیتهای یکدیگر را بشناسند و بر اساس آن بخواهند توافق کنند. در عالم دیپلماسی بیاعتمادی حرف اول را میزند و به همین دلیل گفته میشود در جامعه بینالملل وضعیت آنارشی حاکم است؛ بنابراین اعتماد موضوعی نیست که بشود آن را مانع جدی در هر نوع توافق و تفاهم به وجود آورد. طبیعی است در نگاه دو کشور به تجربههایی که در گذشته داشتهاند و همینطور با نظر به محیط بینالملل، بیاعتمادی حرف اول را بزند، اما این بیاعتمادی به معنای این نیست که هیچ توافق صورت نگیرد.