يكي از مهمترين خصوصيات بازيگري او، جسارت در پذيرفتن نقشهايي بود كه بسياري از بازيگران از نزديك شدن به آنها پرهيز ميكردند. ايفاي نقشهاي زنانه كه ميتوانست به دام اغراق يا نمايشهاي سطحي بيفتد، در دست او به تجربهاي حرفهاي و كنترل شده تبديل شد. او با تكيه بر ظرافتهاي رفتاري و نه نمايشهاي بيروني، شخصيتهايي خلق كرد كه همچنان در حافظه سينماي ايران باقي ماندهاند.
اكبر عبدي بازيگري غريزي و بيهمتا بود. به نظر ميرسيد دوربين را به خوبي ميشناسد و ميداند هر حركت، هر مكث و هر تغيير لحن، چه تاثيري بر مخاطب ميگذارد. شايد به همين دليل بود كه حتي در نقشهاي كوتاه نيز حضوري فراموش نشدني داشت و گاه وزن يك فيلم را با چند صحنه از بازيهاي خود تغيير ميداد.
موفقيت او تنها در محبوبيت عمومي خلاصه نميشد. دريافت چندين سيمرغ بلورين جشنواره فيلم فجر و تحسين منتقدان، نشان داد كه ميان سينماي حرفهاي و مخاطبان عام، پلي استوار ساخته است؛ پلي كه كمتر بازيگري موفق به ايجاد آن شده است. او هم براي تماشاگران عادي عزيز بود و هم براي اهل نقد و سينما، نمونهاي از توانايي، انعطاف و خلاقيت در بازيگري به شمار ميرفت. امروز كه اكبر عبدي ديگر در ميان ما نيست، بيش از هر زمان ديگري ميتوان ارزش حضورش را دريافت. او از آن دسته هنرمنداني بود كه هر نقش را به امضاي شخصي خود تبديل ميكرد، بيآنكه در تكرار گرفتار شود. سينماي ايران يكي از چهرههاي يگانه خود را از دست داده است، اما آنچه از او بر پرده سينما باقي مانده، همچنان زنده خواهد ماند، زيرا هنر اصيل، مرگ را به رسميت نميشناسد و در حافظه فرهنگي يك ملت به حيات خود ادامه ميدهد.
ياد اكبر عبدي گرامي؛ بازيگري كه ثابت كرد بزرگترين سرمايه يك هنرمند، نه شهرت و نه افتخار، بلكه ماندگاري در ذهن و دل مردم است.
منتقد فيلم و مدرس سينما