دست تو دست دوست دخترم خیلی عاشقانه میرفتیم
و بش می گفتم که به خانواده هامون بگیم, اونم هی میگفت من شک دارم هنوز, بذا بگذره یکم, یهو یه دختری اومد جلو گفت
" به به, شازده پسر, چطوری آقا ؟ خوش میگذره؟
داف جدید مبارک , خوش سلیقه هم شدی, بیخود نبود ما رو ول کردی"
حالا من هی میگم خانوم اشتباه گرفتی , دلارام هم خیلی شاکی میگه نه , بذا ادامه بده یکم بهتر بشناسمت جونور
دختره هم هی میگه
" مگه نمی گفتی نیوشا یه دونه باشه, منو جلو پدر مادرم بی آبرو کردی که چی ؟ اگه نمی خواستی منو چرا گفتی به خانوادم بگم که جلو اونا ضایع کنی منو ؟"
دوست دخترم یه نگاهی به من کرد و گفت دیگه نمی خوام ببینمت, سوییچ ماشینم بده,
یهو دیدم 4 تا دختر پشت سرمون دارن با این دختره می خندن, اینم میگه آقا حال کردی؟ شرط بسته بودم با اونا رابطتتون و بهم میزنم, حالا اشکال نداره ؛ توام مهمون من یه آیس پک, خداییشم دختره خیلی ازتت سر بود, امروز نمی پرید فردا پریده بود
یه همچین ادمهای بیکاری داریم ما