شادروان عبدالله مستوفي راجع به علت تسميه الکي چنين مي نويسد: «پارچه پنبه اي، البته نه حاجب ماورا بود و نه دوام و قوامي داشت. به همين مناسبت پارچه هاي نازک بي دوام را هم الکي مي گفتند. کم کم معني مجازي الکي را منبسط کرده، امروز در اصطلاح عاميانه اين توصيف را به کليه چيزهاي بي دوام و بي ثبات و بي ترتيب و بي تناسب و بي موقع و حتي اخبار بي اصل هم مي دهند.»
چون قدمت پارچه هاي نازک که براي بيختن به چوب وصل مي کردند قطعاً بيشتر از الک سيمي است، بنابراين گمان مي رود واژه "الک" در اطلاق عامه ناظر بر همان پارچه هاي نازک است که قبل از الک سيمي، به منظور بيختن به کار مي رفت. مؤيد اين نظر و عقيده آنکه بعدها چون نوع سيمي آن ساخته شد آن را الک سيمي نام نهادند. غرض اين است که واژه الک معني و مفهوم نوع سيمي آن نيست، بلکه نوع پارچه اي و پنبه ايست که به علت نازکي و بي دوامي به صورت ضرب المثل درآمده است.
پس از آنکه اين مقاله در مجله هنر و مردم مطبعه وزارت فرهنگ و هنر درج گرديد، دوست دانشمندم آقاي علينقي بهروزي راجع به ريشه و علت تسميه واژه الکي چنين اظهار نظر کردند:
«اينکه "الکي" را به بي دوامي و ظاهري که حقيقت نداشته باشد معني کرده اند، ظاهراً نبايد صحيح باشد؛ زيرا اين معاني با الک پارچه اي تطبيق نمي نمايد زيرا الکهاي پارچه اي هم دوام داشتند و هم حقيقت. معني و مفهوم کلمه الکي بيشتر سخن يا عمل نسنجيده و بدون فکر و هدف مشخص است و اين شايد از معني ديگر کلمه الک گرفته شده باشد. زيرا چنانکه مي دانيم لفظ الک علاوه بر معني آردبيز کوچک، معني يکي از قطعات چوبي را که در بازي "الک دولک" به کار مي رود نيز مي دهد. در اين بازي چوب بزرگتر را دسته، مسه و يا دولک و چوب کوچکتر را الک ميگويند.
رسم بازي چنان است که الک را به هوا انداخته، سپس با دولک مي زنند تا به فاصله دور برود. در هنگام زدن، زننده مقصد و هدف معيني ندارد. مقصود او زدن است ولي محل و هدف افتادن روشن نيست. بنابراين مي توان تصور کرد که اصطلاح "الکي" از اين بازي گرفته شده باشد، يعني همان طور که در "الک دولک" هنگام زدن هدفي مشخص را در نظر نمي گيرند و بدون تفکر مي زنند، کارهاي الکي نيز بدون تفکر و بي هدف انجام مي شود.»
.