پدر و مادرم عاشق پول هستند و تمام وقت خود را صرف کار بيرون از خانه مي کنند تا پول بيشتري دربياورند.
من يک سال قبل با دختر خاله يکي از هم کلاسي هايم آشنا شدم و چون خيلي تنها بودم دوستي ما زودتر از آن چيزي که فکرش را بکنيد عاطفي و صميمانه شد.
«ژيلا» دختر خوش سر و زباني بود و با شيرين کاري هايي که داشت جاي خالي پدر و مادرم را در خانه پر کرد او هر روز به ديدنم مي آمد و ما با هم حرف مي زديم و درد دل مي کرديم.
ژيلا يک روز پسر مورد علاقه اش را نيز به خانه ما آورد و ديدار با اين پسر جوان باعث شد تا از طريق او با کيوان که يکي از دوستان آن پسر بود آشنا شوم.
دختر جوان در مرکز مشاوره پليس خراسان رضوي افزود: متاسفانه من تحت تاثير حرف هاي «ژيلا» و دوست پسرش با کيوان ارتباط برقرار کردم و متاسفانه در اثر اين ارتباط شوم، پسري که ادعا مي کرد خيلي دوستم دارد و رابطه ما بايد در حد يک ملاقات و خيلي رسمي باشد مرا اغفال کرد و مورد سوء استفاده قرار داد.
کيوان پس از آن که به خواسته هاي پليد خود رسيد با توسل به زور و تهديد وادارم کرد تا با دو پسر ديگر نيز ارتباط برقرار کنم و ... .او حتي چندين بار تهديدم کرد که اگر به او پول و طلا ندهم آبرويم را خواهد برد و به همين راحتي مرا رواني کرده است
پنجشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۹ | 22:23