اگر کشور در شرایط ویژه و جنگ اقتصادی قرار دارد، این شرایط نباید فقط برای مردم ویژه باشد. نمیشود از کارگری که برای تأمین اجاره و هزینههای روزمره زندگی تحت فشار است، انتظار تحمل بیشتر داشت، اما در بخشهایی از دستگاههای دولتی همچنان سفر و مأموریت، مراسم، تشریفات، اضافهکاریهای قابل مناقشه و سایر هزینههای قابل کاهش ادامه داشته باشد و در کنار آن، فاصلههای قابل توجه در پرداختها و حقوقهای بسیار بالا وجود داشته باشد.
تابآوری واقعی از مدیریت آغاز میشود، کاهش هزینههای غیرضروری، حذف تشریفات، شفافیت در پرداختها، اولویت دادن به کالاهای اساسی و دارو، جلوگیری از اتلاف منابع و توزیع عادلانهتر هزینه بحران.
مردم سالهاست تاب آوردهاند؛ اما ظرفیت تحمل جامعه نامحدود نیست. کاهش قدرت خرید، حذف تدریجی نیازهای ضروری و فرسایش امید و سرمایه اجتماعی نیز هزینه اقتصادی دارد.
بنابراین سؤال اصلی فقط این نیست که اقتصاد ایران چقدر تابآوری دارد؟ سؤال مهمتر این است که مدیریت کشور برای کاهش هزینه بحران و اصلاح شیوه اداره منابع چقدر تابآوری دارد؟
اگر قرار است همه در یک کشتی باشیم، طوفان باید برای همه یکسان باشد. صرفهجویی نباید فقط از سفره مردم شروع شود؛ باید از اتاقهای مدیریت، هزینههای غیرضروری و امتیازات ناعادلانه نیز آغاز شود.
جامعه امروز بیش از توصیه، به عملکرد نیاز دارد. مردم سالهاست تاب آوردهاند؛ حالا نوبت مدیران است که تابآوری را در تصمیمهای خود نشان دهند.
تابآوری را به مردم توصیه نکنید؛ شرایطی بسازید که مردم مجبور نباشند برای ادامه زندگی، هر روز بیشتر تاب بیاورند.