مغایرت های زمان ما
We have more degrees , but less commonsence , more knowledge , but less judgment .
مدارک تحصیلی بالاتر اما درک عمومی پایین تر ؛ آگاهی بیشتر اما قدرت تشخیص کمتر داریم .
مغایرت های زمان ما
We have more degrees , but less commonsence , more knowledge , but less judgment .
مدارک تحصیلی بالاتر اما درک عمومی پایین تر ؛ آگاهی بیشتر اما قدرت تشخیص کمتر داریم .
Each week there was a star student, who brought in pictures of themselves and listed their favorites (food, book, toy and so on) on a bulletin board. During the week I would gather the entire class to the carpet and we would recall things about the star student as we write them on chart paper. Once we had a page filled we would re-read and then I would allow the star-student decorate. Every Friday I would laminate the page we had worked on that week and then add it to the others.
مسابقه
Once upon a time there was an Iranian rowing team.
روزی یک تیم قایقرانی در ایران بود .
Iranian team and Japan agreed to do an annual rowing race . Each team should contain 8 men .
تیم ایران و ژاپن برای برگزاری مسابقات سالیانه به توافق رسیدند . هر تیم شامل هشت نفر مرد بود .
Both team worked really hard to get in the best shape
The day the race started both teams were in similar condition……..The Japanese won by 1 mile .
5000 Collegiate Words with Brief Definitions - Amass an Ivy League Vocabulary!
altercate v. To contend angrily or zealously in words.
alternate n. One chosen to act in place of another, in case of the absence or incapacity of that other. alternative n. Something that mayor must exist, be taken or chosen, or done instead of something else.
altitude n. Vertical distance or elevation above any point or base-level, as the sea. alto n. The lowest or deepest female voice or part.
altruism n. Benevolence to others on subordination to self-interest. altruist n. One who advocates or practices altruism
Don't dare do that again!...دیگه نبینم از این غلط ها بکنی!
Ok, now give! …………….………….…………خوب بنال ببینم!
I'll teach you! ……….….………..…….حالا بهت نشون میدم!
Quite a party! …………………….…………عجب مهمانی ای!
It was heaven! …..…….…………….……………….محشر بود!
There is a dear! …………….……..………..….…..قربونت برم!
Mind how you go! …….…….......………مواظب خودت باش!
My foot! ………..………….…چه مزخرفاتی! ، چه جفنگیاتی!
It's a matter of sink or swim! ….مسئله ی مرگ و زندگی است!
Be quick about it! …………….………..…………….لفتش نده!
hippopotomonstrosesquippedaliophobia
Meaning: fear of long words
Time Expressions:
at the eleventh hour (almost too late)
every now and then (not often; very rarely)
in the nick of time (at the last possible moment)
in no time (very quickly)
in the long run (in the end)
on the double (very quickly)
for the time being (for now)
out of the blue (unexpectedly)
فرق بین آسان و مشکل
Easy is to dream every night
Difficult is to fight for a dream
خوابیدن در هر شب آسان است
ولی مبارزه با آن مشکل است
Easy is to show victory
Difficult is to assume defeat with dignity
نشان دادن یپروزی آسان است
قبول کردن شکست مشکل است
مغایرت های زمان ما
We have more experts , but more problems , more medicine , but less wellness .
متخصصان بیشتر اما مشکلات نیز بیشتر داروهای بیشتر اما سلامتی کمتر داریم
9. Her Book and Her Cats
She picks up the book. It is her favorite book. It has a red cover. It has 52 pages. It has many pictures. It has pictures of many animals. She likes animals. She has two cats. She likes her cats. Their names are Fluffy and Muffy. She shows them the pictures in the book.
We spend too recklessly , laugh too little , drive too fast , get to angry too quickly , stay up too late , get up too tired , read too little , watch TV too often , and pray too seldom .
بدون ملاحظه ایام را می گذرانیم ؛ خیلی کم می خندیم ؛ خیلی تند رانندگی می کنیم و خیلی زود عصبانی می شویم ؛ تا دیر وقت بیدار می مانیم خیلی خسته از خواب بر می خیزیم ؛ خیلی کم مطالعه می کنیم ؛ اغلب اوقات تلویزیون نگاه می کنیم و خیلی بندرت دعا می کنیم .
Select one of the reasons given for why some teachers lack enthusiasm for ER. Alternatively, you can nominate another idea. Explain how you might try to overcome this objection to ER or why you agree with the objection.
Minimum # of words: 150.
Note: Before you read this article, please read excerpts from one teacher’s (Daryl Lemos) reaction, as you may react in a similar manner.
We've learned how to make a living , but not a life , we've added years to life , not life to years .
زندگی ساختن را یاد گرفته ایم اما نه زندگی کردن را ؛ تنها به زندگی سالهای عمر را افزوده ایم و نه زندگی را به سالهای عمرمان .
A: Where are you going
B: I have to walk the dog.
A: What kind of dog do you have?
B: I have a little poodle.
A: Poodles bark a lot.
B: They sure do.
A: They bark at everything.
B: They never shut up.
A: Why did you get a poodle?
B: It’s my mom’s dog.
A: So she likes poodles.
B: She says they’re good watchdogs
?.
(MUSIC)
Every people has its own way of saying things, its own special expressions. Many everyday American expressions are based on colors.
Red is a hot color. Americans often use it to express heat. They may say they are red hot about something unfair. When they are red hot they are very angry about something. The small hot tasting peppers found in many Mexican foods are called red hots for their color and their fiery taste. Fast loud music is popular with many people. They may say the music is red hot, especially the kind called Dixieland jazz.
Pink is a lighter kind of red. People sometimes say they are in the pink when they are in good health. The expression was first used in America at the beginning of the twentieth century. It probably comes from the fact that many babies are born with a nice pink color that shows that they are in good health
Myra told Myron that they shouldn’t see each other for a while. Her doctor had suggested that she take a short vacation from her job and a long vacation from Myron.
"What did you tell him about me?" Myron asked.
She told her doctor that she had dreams about Myron leaving her. She sometimes dreamed that he pushed her out of his car in the middle of nowhere. She would be crying on the side of the road in the middle of the night, cold and scared, as the taillights disappeared
زن همسايه با حرف هايي که در مورد شوهرم مي زد، مرا در روزهاي اول زندگي ام نسبت به او سرد و بدبين کرد و پس از مدت کوتاهي، تحت تاثير اين حرف هاي بي پايه و اساس، خانه و کاشانه ام را خراب کردم و زندگي ام را از دست دادم.
زن جوان افزود: دوستي و رفت وآمد بي حساب و کتاب با زن همسايه برايم دردسرساز شد، و او وقتي فهميد که من ليسانس دارم و همسرم ديپلم است گفت: آدم بايد هم نشين و رفيقي پيدا کند که از خودش بالاتر باشد، تو به چه عقلي با اين مرد ازدواج کردي و ...؟
از روزي که چشم باز کردم شاهد دعواي پدر و مادرم بودم. آن ها با غرور و لجبازي محيط خانه ما را به جهنمي دلگير تبديل کرده بودند و بالاخره من در آتش جر و بحث هاي آن ها سوختم و قرباني شدم. دختر جوان در مرکز مشاوره پليس خراسان رضوي افزود: والدينم پس از ۱۷ سال زندگي مشترک از هم جدا شدند و مادرم سرپرستي مرا برعهده گرفت. ولي او از اين که بار مسئوليت مرا به دوش گرفته بود راضي به نظر نمي رسيد و گاهي در جمع آشنايان و دوستان نزديک مي گفت: جواني ام را به پاي مردي بي لياقت تباه کردم و حالا هم بايد براي اين دختر از حقوق خودم بگذرم و منتظر بمانم تا او ازدواج کند و سپس فکري به حال خودم بردارم. شنيدن اين حرف هاي تحقيرآميز خيلي عذابم مي داد و تصميم گرفتم کمي مستقل باشم و اگر مرد مناسبي پيدا کردم هرچه زودتر ازدواج کنم
امان از اين دل خراب شده و نگاه سرکش که خانه خرابم کرد و اين همه بدبختي به سرم آورد! ۱۶ ساله بودم که يک روز «بابک» سر راهم سبز شد و با لبخندي فريبنده و يک مشت حرف چرت و پرت احساساتم را به بازي گرفت. او هوش و حواسم را ربود و من يک دل نه صد دل خاطرخواه و شيفته اش شدم تا جايي که براي رسيدن به او در مقابل خانواده ام ايستادم و حتي وقتي آن ها به خواستگاري اش جواب منفي دادند تهديد کردم اگر به خواسته ام تن ندهند پشيمان خواهند شد و...!زن ۲۱ ساله که به اتهام خرده فروشي موادمخدر و فساد اخلاقي دستگير شده بود در دايره اجتماعي کلانتري جهاد مشهد افزود: پدر و مادرم بالاخره با اين ازدواج موافقت کردند و ما با هم نامزد شديم قرار بود او به سربازي برود و پس از اين که کار مناسبي پيدا کرد به سر خانه و زندگي خود برويم اما پس از گذشت چند ماه من باردار شدم و ما به ناچار در شرايطي زندگي مشترک خود را آغاز کرديم که هيچ کدام آمادگي تشکيل زندگي و مسئوليت هاي بعدي آن را نداشتيم.
سر قرار که رسيدم سرم را پايين انداختم و با عصبانيت گفتم: مگر قول نداده بودي ديگر مزاحم من نشوي، زود باش عکس هايم را بده و دنبال زندگي خودت برو! او با نگاهي تنفرآميز سيلي محکمي به صورتم زد و گفت: بنشين توي ماشين، با تو کار دارم و مي خواهم براي آخرين بار چند کلمه با هم حرف بزنيم!«حميد» در حالي که چاقويي به دست داشت با توسل به زور و تهديد مرا سوار خودرو کرد و سپس درهاي ماشين را به وسيله قفل مرکزي بست. او با سرعت خيلي زياد به سمت جاده طرقبه به راه افتاد و من که خيلي ترسيده بودم با گريه و التماس پرسيدم: ديوانه شده اي، کجا داري مي روي؟
ندانسته و چشم و گوش بسته در لجنزار اعتياد و فساد گرفتار شدم و به خاطر دختري خودم را به اين بدبختي انداختم که به راحتي مهر و علاقه ام را لگدمال کرد و دنبال زندگي خودش رفت. اميدوارم پسران جواني که داستان تلخ زندگي مرا مي خوانند درس عبرت بگيرند و براي ساختن آينده و رسيدن به خوشبختي به خودشان تکيه کنند. «وحيد» پسر ۲۳ ساله اي است که هنگام توزيع موادمخدر توسط ماموران انتظامي دستگير شده است. او در دايره اجتماعي کلانتري سجاد مشهد گفت: ما در منطقه پايين شهر زندگي مي کنيم و پدرم کارگر زحمت کشي است که از کله سحر تا شب کار مي کند و آرزويي جز عاقبت به خيري براي فرزندانش ندارد
با این عقیده که هیچ وقت برای هیچ کاری دیر نیست، موافقیم ولی باید بپذیریم که زمان بینهایت نیست و تا به خودمان بجنبیم فرصتها را از دست دادهایم.
برترین ها: با این عقیده که هیچ وقت برای هیچ کاری دیر نیست، موافقیم ولی باید بپذیریم که زمان بینهایت نیست و تا به خودمان بجنبیم فرصتها را از دست دادهایم. برای از دست دادن فرصتها قرار نیست همیشه ماهها و سالها را تلف کنیم، از دست دادن همین ثانیههای دمدست هم میتواند بعضی فرصتها را برای همیشه از بین ببرد. خلاصهاینکه اگر بخواهیم زندگی را مدیریت کنیم و از آرزوهای کوچک و بزرگمان جا نمانیم باید از همین ساعتهایی که در آن هستیم، شروع کنیم و یاد بگیریم چطور مدیر زمان خود باشیم.
همه چیز را بنویسید
قبل از هر چیز باید روشی که در حال حاضر از زمان خود استفاده میکنید را تحلیل و بررسی کنید. ممکن است به دلیل تکرار روزمره نتوانید دقیقا زمانهای اتلاف وقت خود را بشناسید، به همین دلیل بهتر است از یک دفترچه یادداشت برای ثبت دقیق وقایع روزمره استفاده کنید. پس از ثبت وقایع هنگام تجزیه و تحلیل آنها خودتان متوجه فعالیتهای غیرضروری خواهید شد. اصلا نگران نباشید همین که شروع به مدیریت زمان خود کنید، متوجه اهمیت این موضوع خواهید شد.
فعالیتها را اولویتبندی کنید
اولویتبندی یکی از قدمهای مدیریت زمان است. این کار به شما کمک میکند که کارهای غیرضروری را که نه تنها اوقات خوشی برای شما نمیسازد بلکه زمان حال را هم از شما میگیرند و شما را از اهدافتان دور میکند، حذف کنید. اصلا فکر نکنید که مجبورید تمام روز کارهای خطکشی شده انجام دهید یا هر کار تفریحی و لذتبخشی زائد به حساب میآید. اتفاقا باید برای تصمیمگیری درباره فعالیتهایی که باید انجام دهید باید فعالیتی را حذف کنید که از آن لذت نمیبرید یا به خوبی از عهده انجام آن برنمیآیید. برای شروع اصلا تلاش نکنید مسئولیتهایی بیش از آنچه میتوانید به صورت معقول انجام دهید را به عهده بگیرید، پس از اینکه فهرست کارهای روزانه را به میزان قابل قبولی از مسئولیتها کاهش دادید، زمان برنامهریزی فرا میرسد. به یاد داشته باشید ساعتهای محدودی در یک روز وجود دارد. سعی نکنید به نتایجی ماورای قابلیتهای خود دست پیدا کنید. زمانی را فقط برای خودتان در نظر بگیرید. برای دستیابی به حداکثر عملکرد به زمان خواب و استراحت کافی احتیاج دارید.
جهان مجازی اینترنت دنیای انسان های خلاق، باهوش و با استعداد است، کسانی که می توانند از چند خط کد برنامه نویسی میلیون ها درآمد کسب کنند. در ادامه 10 سایت پول ساز برتر جهان در سال 2011 را به شما معرفی می کنیم.
کسب و کار: معمولا وقتی صبح ها از خواب بیدار می شویم، کمی در تختخواب غلت می زنیم، بعد خودمان را کش می دهیم، روی لبه تخت می نشینیم و به این فکر می کنیم که باز هم صبح شده و باید سر کار برویم!
شاید کل این فرایند بیشتر از دو دقیقه زمان نبرد، اما در همین حین که ما سرگرم کلنجار رفتن با خود برای بلند شدن از تختخواب هستیم، سایت آمازون 120 هزار دلار درآمد کسب کرده است!
گوگل، یاهو، فیس بوک و آمازون نام های معروف و معتبری در دنیای اینترنت به شمار می روند. شرکت هایی که معمولا کمتر از 20 سال عمر دارند اما بدون در اختیار داشتن سرمایه های کلان، معدن و چاه نفت به درآمدهای میلیاردی رسیده اند.
جهان مجازی اینترنت دنیای انسان های خلاق، باهوش و با استعداد است، کسانی که می توانند از چند خط کد برنامه نویسی میلیون ها درآمد کسب کنند اما در بین تمام این نام های بزرگ، پول سازترین های اینترنت کدام ها هستند و پول خود را از کجا به دست می آورند؟ در ادامه 10 سایت پول ساز برتر جهان در سال 2011 را به شما معرفی می کنیم.
آمازون:
سالانه 34/204/000/000 دلار، هر ثانیه 1084 دلار
آمازون (Amazon)، سایتی که در سال 1994 افتتاح شده است و هم اکنون حدود 34000 نفر کارمند در سراسر دنیا دارد، هنوز هم با اختلاف خیلی زیاد پردرآمدترین فروشنده آنلاین است و در بین تمام سایت های وب هم بالاترین درآمد را دارد.
معمولا هر نوع کالایی را که بخواهید می توانید در آمازون پیدا کنید و با توجه به نمایندگانی که در کشورهای گوناگونی مانند انگلستان، اتریش، ژاپن و چین دارد، دیگر نمی توان آمازون را صرفا فروشگاهی آنلاین دانست. در واقع آمازون رئیس خانواده بزرگی است که اعضای قدرتمندی همچون IMDB، Zappos، Lovefilm و Alexa دارد. بهترین فروشگاه اینترنتی بعد از آمازون، کمتر از یک چهارم آمازون درآمد دارد!
گوگل:
سالانه 29/321/000/000 دلار، هر ثانیه 929 دلار
گوگل کارش را دیرتر از رقیبانی مانند مایکروسافت و یاهو شروع کرد، اما در برابر آنها رشدی خیره کننده داشت. توانایی اصلی گوگل در ایجاد سریع سرویس های بسیار پرطرفداری مانند گوگل پلاس است تا به جنگ رقیبان بزرگی مانند فیس بوک برود.
گوگل دوست دارد در کار همه دخالت کند؛ شبکه اجتماعی برپا می کند، سیستم عامل می سازد و با برند خودش سخت افزارهای رایانه ای و الکترونیکی عرضه می کند. با این حال هنوز هم درصد خیلی زیادی از درآمد گوگل، از موتور جست و جوی این سایت به دست می آید و پس از آن، از راه تبلیغات گوناگون در سایت های زیرمجموعه اش.
eBay:
1 – موهبتهای خود را شمارش کنید نه مشکلاتتان را .
2 – در لحظه زندگی کنید .
3 – بگویید دوستت دارم .
4 – بخشنده باشید نه گیرنده .
5 – در هر چیزی و هر کسی خوبی ها را جستجو کنید .
6 – هر روز حداقل یک کار خوب انجام دهید .
7 – هر روز دعا کنید .
8 – در زندگی اولویت داشته باشید .
9 – اجازه ندهید مسایل کوچک و خیالی شما را آزار دهد .
10 – عادت همین الان انجامش بده را تمرین کنید .
11 – زندگیتان را با خوبی پر کنید .
12 – خندیدن و گریه کردن را بیاموزید .
13 – لبخند بزنید تا دنیا به شما لبخند بزند .
14 – از هیچ چیز و هیچ کس نترسید .
15 – در سختی ها به خدا توکل کنید .
Answer the phone by LEFT ear
برای صحبت با موبایل از گوش چپ استفاده کن
Do not drink coffee TWICE a day
روزانه بیش از دو فنجان قهوه ننوشید.
Do not take pills with COOL water
قرص و داروها را با آب خیلی سرد تناول نکنید.
Do not have HUGE meals after 5pm
بعد از ساعت 5:00 از خوردن غذای چرب خوداری کنید
نوشته این قسمت اختصاص دارد به مکالمات روزمره با این تفاوت که این مکالمات فقط در محدوده محیطهای پزشکی و رفتن به دکتر و امثال آن است اهمیت اینگونه مکالمات برای کسانی که در کشورهای خارجی زندگی میکنند پوشیده نیست.
امیدوارم برایتان قابل استفاده باشد.
31- لطفا جواب آزمایشتان را به من بدهید.
Letme have your laboratory tests.
32- جدول واکسیناسیون فرزندتان را به من بدهید.
Showme the vaccination record of your child.
33- آیا درد شما دائمی است یا متناوب است (گه گاه ول میکند و باز میگیرد).
33- Is the pain steady or intermittent?
34- درد قولنج دارم.
Vocabulary Part 10
1-“Are all kinds of bacteria ……….?”
“No, some of them are useful and save lives.”
1) painful 2) careful 3) harmful 4) wonderful
2-Before beginning classes, each student must ……….many forms
1) carry out 2) fill out 3) check out 4) do without
3- He is a very hard – working person. I’m sure he’ll ……..success in public life .
1) arrive 2) attend 3) achieve 4)aquatint
4- Are you really able to ………on what you read?
Not always , but I try to .
1) concentrate 2) comprehend 3) consider 4) confuse
5-It is cruel to ………….a bird in a cage.
1) design 2) confirm 3) concise 4) confine
6- You should make a ………attempt to change your life.
1) brave 2)kind 3) soft 4) tiny
7- The bus was very crowded, so I ……my seat to an old man.
1) put out 2) got up 3) gave up 4) put away
8- Many students go to ………..courses in order to be prepared for the entrance exam.
1) crash 2) press 3) push 4) square
9- You should take never to ………your teachers.
1) help 2) offend 3) remember 4) review
10- I don’t think he can do the Job. He is a painter of …….ability.
1) great 2) good 3)limited 4) excellent
11- Ali enjoys horse riding. He usually ……….a horse when he is at the seaside.
کلمه ی (too) (به معنی زیاد) نشانه مقدار یا میزان زیاد است که قبل از یک صفت ساده و یا یک قید ساده ذکر می شود و بعد از آن یک عبارت مصدری قرار می گیرد که معمولاً کلمه (too) قبل از هر صفت و قید ساده معنی منفی به جمله می دهد.
برای ترکیب یک جمله منفی به مثبت از too استفاده می کنیم.
- It is too hot for me to go out.
ولی کلمه ی (very) (به معنی زیاد) نشانه ی مقدار یا میزان بسیار زیاد دست که قبل از صفات و قید های ساده ذکر شده که معمولاً بعد از آن عبارت مصدری ذکر نمی شود و هم چنین معنی مثبت به جمله می دهد، برای ترکیب دو جمله مثبت از very استفاده می شود.
- It is very cold but we can go out.
تذکر ۱:
برای ترکیب یک جمله مثبت به یک جمله منفی با کلمه ی (too) ابتدا فاعل و فعل جمله مثبت را نوشته سپس کلمه (too) را قبل از صفت ذکر کرده و بعد مصدر با (to) جمله دوم را نوشته.
تذکر ۲:
برای تر کیب دو جمله مثبت با (very) ابتدا فاعل و فعل جمله اول را نوشته و سپس (very) را قبل از صفت بیان کرده.
Vocabulary Part 11
1-Indonesia …..of several principle islands.
1) consists 2) insists 3) holds up 4) persists
2-Their …….and proud faces showed their firm decision .
1) humorous 2) melodious 3) mysterious 4) various
3-Parents have practically learned how to ……big meetings to support the schools.
1) modernize 2) organize 3) realize 4) recognize
4-The clouds gradually ……from the sky after the rain.
1) disappeared 2) disappointed 3) disliked 4) discovered
5- He doesn’t pay …….to the teachers at all.
1- attention 2) affection 3) intention 4) addition
6- This English textbook is ……to increase the student’s reading skill.
1) affected 2) appreciated 3) designed 4) filled
7- Last summer, the highest temperature inTehranwas………45.
1) attracted 2) avoided 3) recorded 4) rewarded